تبليغاتX
من آغوش اونو گم کرده بودم

سلام

لطفا تلاش نفرمایید تمامی کامنتای این وبلاگ بسته است

و البته این وبلاگ تا تیر ماه ۸۹ آپ نخواهد شد

یا علی

شاد باش و شادی برسان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 19:4  توسط بچه منفی 

سلام اوس کریم.الحق که اوس کریمی. به قول حسین تو اوس کریمیو بس. دلم واست تنگیده بود. تا یادم نرفته یه معذرت خواهی بهت بدهکارم به خاطر پایینی. البته تو این مدت خیلی عذر خواهی کردم و بماند که شما هم حسابی گوش مارو پیچوندی .....

دیدی چی شد؟ دیدی این رفیق ما بازم ضدحال زد.تمام نوترونا رو دستم موند. ورشکست شدم.

خودت میدونی که قلبا خیلی دلخورم. فکر نمیکردم اطرافیانم این قدر بی انصاف باشن که سه سوته برچسب درس نخوندنو بکوبن تو صورتم. از همه بدتر مامانم طوری باهام رفتار میکنه که انگار صد تا قتل و دویست تا سکس حرام مرتکب شدم.

واقعا نمیدونم جرمم چیه؟؟

1. قتل

2. سکس حرام

3. مردود شدن تو انتخاب رشته سراسری

4. همه موارد


پ . ن : یه سال دیگه تلاش میکنم و دوباره کنکور میدم نه به خاطر سرویس کردن دهن بقیه. فقط و فقط به خاطر اثبات توانایی های خودم به خودم

پ . ن : اسممو کانون فرهنگی آموزش با 16 سال سابقه ثبت نام کردم و البته در برابرش یه قول هم دادم

پ . ن : امسال کنکور دانشگاه آزاد هم میدم

پ . ن : دیگه نت نمیام تا احتمالا 10 تیر ماه سال 1389

پ . ن : ممکنه همه کامنتارو هم ببندم

پ . ن : بلیط اتوبوس از ۳۰ رسیده به ۷۵ تومان  بچه ها میخوان شیشه اتوبوسارو بشکنن منم میخوام برم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 10:55  توسط بچه منفی  | 

تولدت مبارک

واسه امسال خیلی برنامه ها ریخته بودم اما تو همه برنامه های منو خراب کردی

دیگه کسی نیست واسه تولدم ساعت 01 :00 از خواب بیدارم کنه تا اولین نفری باشه که تولدمو بهم تبریک میگه

به خدا اینجا جات خیلی خالیه

تولدت مبارک عزیزترین

 امیدوارم سال دیگه روز تولدت منم بیام پیش خدا تا بتونم برات تولد بگیرم

من و تو و خدا

دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 10:48  توسط بچه منفی 

میشه سلام ندم؟ راستش نمیدونم باید چطوری بهت سلام کنم؟ نمیدونم چطوری باید باهات حرف بزنم؟ بهت ای ول بگم یا دعوات کنم؟

 این بود رسمش اوس کریم؟ این معرفتت بود خوش غیرت؟ عجب پای معامله ات ایستادی؟! تبصره نداشتیم وسطش جا بزنی!!.... حالا حقشه برم دنبال کثافت کاری های خودم؟!.... این جوریه؟ آدمو ببری تو هوا یهو پرتش کنی پایین؟؟..... آخه چی بهت بگم؟ به خودت قسم دلم نمیاد دعوات کنم. فقط میتونم یه چیز بهت بگم که اونم از صبح تا حالا چند بار بهت گفتم فکر کنم دیگه برات تکراری شده

خیلی نامردی .... خیلی نامردتر از اون که خودت فکرشو بکنی .....

آره؟ این جوریاست؟ شب قدر دل منو بشکنی؟ مگه من و تو با هم حرفامونو نزده بودیم؟ مگه نگفتم اگه قبول نشم هیچی برام نمیمونه؟ یه نگاه به دور و بریام بنداز از همه علاف تر منم ..... از همه آس و پاس تر منم ..... نکنه فکر کردی چون نخاله ام دل ندارم؟ یعنی نمیخوای منو تو آدمم حساب کنی؟ دمت گرم که دوست و دشمنو رو سرم شاد کردی

آره دیگه حق دارن بگن

تقصیر خودشه .... خواست مثه فلانی درست انتخاب رشته کنه .... خودش گند زد .....  آخه چرا شبانه نزد؟ چرا غیر انتفاعی نزد؟ اگه تو این باشی پس وای به حال ما ..... روحیه ات منو کشته ....

 بازم بگم؟ دارن مثه یه حیوون باهام رفتار میکنن ......

آخه بی انصافا اگه خودم انتخاب رشته کردم نرفتم بیرون مشاوره، اگه شبانه نزدم، اگه غیر انتفاعی نزدم، اگه آزاد ندادم به خاطر پولش بود.  آخه با چه رویی از بابا و مامان پول بخوام؟ به خاطر اون دو تا عملی که شدم و به خاطر خونه به اندازه کافی زیر قرض هستن آخه رواست که منم به خاطر یه دانشگاه مشکلاشونو زیادتر کنم؟؟؟؟

خدا من فقط میخواستم درس بخونم .... هر کس دلش به یه چیز خوشه. یکی دلش به درس و دانشگاه خوشه. یکی دیگه هم دلش به عشقش یا همسرش خوشه. من همه دلخوشیم به دانشگاه بود. با خودم میگفتم :" نترس بابا. عباس پشتته. تا عباسو داری غصه نخور. آخه وقتی یه یل کنارته دیگه از چی میترسی؟ توکل کن برو جلو..... "

رفتم جلو ..... چشمم به کلمه مردود افتاد دنیا رو سرم خراب شد.

آخه اوس کریم چه حکمتی توشه؟ من که رتبه ام اون قدرا هم بد نبود که هیچی نیارم. فقط مطمئن بودم اصفهان نمیارم. ببینم اوس کریم یعنی حق من دانشگاه کردستان هم نبود؟ بگو دیگه .....  درس خوندن من این قدر افتضاح بود که حقم قبول نشدن بود؟؟؟!!!.....

بابا خوش انصاف دمت واقعا گرم. باز حسابی که با چرتکه انداختی غلط از آب دراومد اومدی یقه مارو چسبیدی؟!

تورو به حسینت قسم میدم بگو چه حکمتی توشه که من نباید برم دانشگاه؟ یعنی این قدر بی ظرفیتم که فوری جوگیر میشم؟

اصلا خاک تو سرت بچه منفی ..... حیف اون نونی که به تو بدن ...... تو به درد چی میخوری؟ بگو دیگه بچه ..... بودنت تو این دنیا چه سود و فایده ای داره؟

خدا بیا و این یه بار مردونگی به خرج بده به حرفم گوش کن. همین یه بار. قول میدم بار آخرم باشه. خب؟

خدا عمرمو تموم کن.

اصلا خوبه تیغ بردارم؟ ببین اوس کریم یا خودت منو از این دنیا ببر یا خودم دست به کار میشم.

حکمت تو شده حکایت آش خاله، بخوری پاته، نخوری پاته


پ . ن : حوصله ندارم کامنتارو بخونم چه برسه به اینکه جواب بدم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 16:37  توسط بچه منفی  |